آخرين مطالب ارسالي
سلامیه خبر دست اول دارم
من حوزه جامعه الزهرا قم مرحله ی اول که کتبی هست قبول شدم
لطفا تشویق نکنید
انقدر شادی لازم نیست که شما انقدر خوشحال شدید
امروز جوابشو گرفتم دوست داشتم شما هم بدونید برام دعا کنید مصاحبه اش که31تیر هست قبول بشم
ادامه مطلب
توسط مبشر24 در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 20:2
سلام.لازم به ذکره که خبر چنین آدمی حیفه که اصلا بخواد فضای وبلاگ رو اشغال کنه ولی محض اطلاع: عکسای نحسش رو هم واسه همین نذاشتم.گفتم وبلاگ خوشکلمون زشت میشه.خواستید خودتون برید سرچ کنید ببینید.پیشاپش بتون بگم همچینم قیافه ی دیدنی نداره! خب حالا اصل خبر:
به گزارش شیعه آنلاین، «شاهین نجفی» خواننده ایرانی مقیم آلمان که اخیرا آهنگی به شدت توهین آمیز به امام هادی علیه السلام و امام زمان(عج) روانه بازار کرده، به شدت خشم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را بر انگیخته و قلبشان را به درد آورده است.
در پی انتشار این آهنگ توهین آمیز، حضرت آیت الله شیخ «لطف الله صافی گلپایگانی» از مراجع عظام تقلید شیعه، با صدور فتوایی حکم جسارت کنندگان به امام هادی (ع) را اعلام کرد.
بر همین اساس حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائی در مورد توهین به ائمه و به ویژه امام هادی علیه السلام، فرمود: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشد مرتدند.
در همین حال پایگاه خبری شیعه آنلاین نیز برای کشتن «شاهین نجفی» مبلغ ۱۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرده است.
گفتنی است یک بانی خیر از یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، وعده داده که این مبلغ را به عنوان جایزه از طرف شیعه آنلاین به قاتل این خواننده موهن تقدیم کند.
اینم سند ارتدادش:

منبع:سایت ظهور۱۲
در اعتراض به این اقدام بی شرمانه هرطور که میتونید به بچه شیعه ها خبر بدید زیارت جامعه کبیره روـکه از امام هادی(ع) رسیده-جهت تعجیل فرج قرائت کنن.اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه مطلب
توسط مبشر1 در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 18:55

وقتی بچه زمین میخورد، مادر گریه میکند؛ وقتی مادر زمین میخورد، بچه میخندد!
.
.
.
حکایت سپیده
مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختیهای من ساختی. مادر، ستارهها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمیتوانم کوششهایت را ارج نهم و محبتهایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.
.
خدا میخواست همه جا جلوه کند، مادر را آفرید.
(عربی)
.
.
.
مهربانی پدر از قله فراتر است، مهربانی مادر از اقیانوس عمیق تر است.
(ژاپنی)
.
.
بهار زندگی
مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفههای صمیمی، اندوههای قلبم را زدودی و مرهمیاز ناز و نوازش بر زخمهای زندگی ام نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامیدردها و رنجها را بدرود گویم. با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارتهای زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستونهای تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلامهای ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.
ادامه مطلب
توسط مبشر3 در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 22:33
سلام مبشرای عزیز
جای شما خالی بابروبچه های صدرارفته بودیم زیارت ایشالله قسمت همه بشه
اما بشنوید از سعادتی که از ما گرفته شد ...................
روزی که از شهرمون حرکت کردیم توی راه مشهد متوجه شدیم که تو گرگان چند شهید گمنام تشیع می کردن ما خیلی منتظر این لحظه بودیم ولی گفتیم شاید قسمت نبود ..............
رسیدیم مشهد بعد از یک روز توی حرم بعد از نماز ظهر اعلام کردن که بعد چند تا مراسم توی حرم دوتا شهید گمانم تشیع می کنند ..........
ولی وقتی از مدیرمون اجازه گرفتیم گفت که نمیشه باید بیاین خواب گاه نهار بخورید یه صحبتی باهاتون دارم بعد برین............
بعد از صحبت مسئولمون ما چند نفر دوان دوان به طرف حرم دویدیم طوری که مجبور شدیم نزدیک حرم کفش هامون رودر بیاریم ........
توی حرم رسیدیم......صحن جمهوری .....صحن کوثر .......صحن امام خمینی .......از هر خادمی که پرسیدیم انگار کسی خبر نداشت .........
توی صحن ازادی به یک خادم رسیدیم به خادم گفتیم کجاست؟.............
خادم باصراحت تمام گفت.... تموم شد........انگار یک اتفاق عجیب ومهمی افتاده بود.....نمیدونم
چی شد....... یک دفعه همه بچه ها.........همون بچه هایی که توحرم موندن واسشون وقت هدر دادن بود ......روی زمین نشستندوشروع کردن به گریه کردن....یعنی همون بچه هان ......این گریه میکرد اون گریه می کرد ....باورش هنوز برام سخت بود .....ماتو مبهوت داشتم به اونا نگاه می کردم ..........بچه ها بایه حس پشیمونی وصدای لرزون می گفتن ........................................ما لیقتشون رو نداشتیم..............................
ادامه مطلب
توسط مبشر3 در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 22:26
بیایید از خودمان بپرسیمآخرين باري که دست مادرم را بوسيدم کي بود؟

(روز مادر مبارک)
ادامه مطلب
توسط مبشر24 در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 1:23
سلام بچه ها
همگی خوبید
من که اصلا خوب نیستم فردا امتحان ترم جغرافیا داریم،معلما هم که کلا دارن امتحان میگیرن
بدتر ازاین ها امسال نهایی رو چی کار کنم
راستی برام دعا کنید امسال حوزه قبول شم وگرنه از قصه دق میکنم
ادامه مطلب
توسط مبشر24 در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 14:49
سلام! وای بچه ها اگه بدونید چقدر خوشحالم

. یادتونه آقای سخندان دو تا کتاب معرفی کرد؟از وقتی برگشتیم دارم دنبالشون میگردم. همه ی نمایشگاه های کتاب،تک تک کتابفروشی ها از بالا شهری ها بگیر تا دستفروش ها...همه رو گشتم نبود.تو این مدت مسافرت هم میرفتم دنبال کتابفروشی میگشتم و به هرکی میرفت قم میسپردم واسم بخره.اما نخیر انگار نه انگار که چنین کتاب هایی نوشته شده!البته بعضی از طلاب کتاب رشد رو داشتن ولی پیداش نکردن

. خلاصه کلی هم پرس و جو کردم و کتاب هایی با موضوعات مرتبط خوندم.ولی بالاخره بعد از گرفتن شماره ی ۹ تا انتشاراتی توی قم و پاسکاری بین اونا انتشارات لیله القدر پیدا کردم که هم ۵۶ کتاب از آقای صفایی حائری داره هم برای شهرستان ها پست میکنه.خدا خیر بده آقای سخندان رو!بعد از این همه گشتن دنبال کتابا معلوم شد دوتا کتاب خیلی کم حجمن و ارزون!فکر کنم هزینه ی خریدشون کم تر از هزینه ی تلفن هام به قم بشه!خواستم از این طریق انتشارات لیله انقدر رو معرفی کنم تا اگه شما هم طالب کتابایید دیگه دنبالشون نگردید. هنوز کتابا به دستم نرسیده انقدر مشتاقم که فکر کنم وقتی برسن بخورمشون!یا علی
ادامه مطلب
توسط مبشر1 در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ساعت 18:54
حواس پنجگانه و شهوت و غضب، هفت در جهنم هستند
اما
اگر عقل بر آنها حاکم شود، هشت در بهشت می شوند...!

ادامه مطلب
توسط مبشر4 در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ساعت 16:1
خدایاآسان بودن دشوار است آسانم کن
خداوندا
کلام تو بودن دشوار است بارانم کن
خدایا خداوندا:
آن نیستم که باید آنم کن
ادامه مطلب
توسط مبشر24 در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت 20:42

اس ام اس جدید تبریک روز معلم , تبریک روز معلم , پیامک تبریک روز معلم
بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد
اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان . . .
.
.
.
اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده
.
.
.
در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من
.
.
.
آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست
.
اس ام اس تبریک روز معلم، اس ام اس روز معلم
.
.
با این گچ عشق تخته ی جانم زن
خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام
یک درس ز عشق جان ویرانم زن
.
.
.
ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ،
ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا
سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی
روزت مبارک
.
.
.
آموزگارم ، تو باغبانی
می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی
با درسهایت دیو جهالت از من گریزد
اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی
من غرقه بودم در بحر غفلت
دستم گرفتی ای ناجی من،
من همچو قایق ، تو بادبانی
بر خوان ِ دانش من میهمانم
تو ای معلم ، خود میزبانی
کار تو باشد، ارشاد انسان
همکار ِ خوب ِ پیغمبرانی
.
.
.
ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ،
ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا
سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی
روزت مبارک
.
.
.
معلم هدفت عشق است و ایثار
هزاران خفته از عشق تو بیدار
روزت مبارک
.
.
.
دبیر عزیزم . یاد تو همیشه در ذهنم .عشق تو در قلبم و عطر مهربانت همیشه در وجودم
جاری است ، روزت مبارک . . .
.
.
.
تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ،
عشقی است آسمانی . . .
روزت مبارک
.
.
.
با یاد معلم شهید ، استاد مرتضی مطهری روز معلم را گرامی می داریم .
.
.
.
۱۰۰۰ گل سرخ تقدیم به معلم عزیزم که به من درس صبر و وفاداری آموخت .
و مرا در سرزمین دانش بارور ساخت . روزت مبارک . . .
.
.
.
ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )
هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .
.
.
.
سپاسگزر همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را . . .
.
.
.
نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم . نمی دانم چگونه شما را
توصیف کنم ، معلمی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ، چقدر زیبا واژه ها را آسمانی
می کنید . شاگرد کوچک شما….
.
.
.
روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان
پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه
های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند .
.
.
.
معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار
و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ،
بر تو مبارک باد .
استاد شهید ، مرتضی مطهری
.
.
.
اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .
معلم شهید ، دکتر شریعتی
.
.
.
یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید ؛ فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم گرامی و جاودانه باد
.
.
.
مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان
.
.
.
وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد:
معلمینی که چون شمع می سوزند
تا پایان سال ۸۸ گازسوز خواهند شد
.
.
.
مخصوص دبیر شیمی !
مهر شما ، گرافیت وجود مرا الماس کرد . من از با شما بودنم چیزی فراتر از استوکیومتری
زندگی و مولاریته شادیها آموختم . امیدوارم کلویید زندگی تان شفاف و معادلات زندگیتان
موازنه شده و محلول زندگیتان از عشق و محبت فراسیر شده باشد . با بیشترین درصد
خلوص دوستتان دارم و با بالاترین غلظت مولال ، روزتان مبارک !
.
.
.
سلامی برگرفته از آیه شریفه ی (سلام من قول رحیم) نثارتان باد این مناسبت را غنیمت
شمرده روزتان را تبریک عرض مینمایم . . .
.
.
.
معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .
خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود . دانای عشق روزت مبارک . . .
.
.
.
ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم )
هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی .
.
.
.
معلم با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . . .
روزت مبارک . . .
ادامه مطلب
توسط مبشر2 در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:36
توسط ابراهیمی در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 10:42
(سمیه کردستان ، اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)

ولادت و معرفت به معبود
ناهید فاتحی کرجو در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتکش و خانه دار بود که فرزندانش را با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ می کرد.
ناهید
کودکی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود که در دامان عفیف مادر، با رشد
جسم، روح معنوی خود را پرورش میداد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت
میبرد که به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم وگریه کنم،
چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز کرده و گریه میکنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می کنم، بلکه تازه سبک تر و آرام تر میشوم».
نوجوانی از جنس ایمان و شهامت
با شروع حرکت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرارگرفت.
روزی با دوستانش به قصد شرکت در
تظاهرات علیه رژیم به خیابان های
اصلی شهر رفت. لحظاتی از شروع این خیزش مردمی نگذشته بود که مأموران شاه
به مردم حمله کردند. آنها ناهید را هم شناسایی کرده بودند و قصد دستگیری او
را داشتند که با کمک مردم از چنگال آن دژخیمان فرار کرد. برادرش می گوید؛ «آن شب ناهید از درد نمی توانست درست روی پایش بایستد. بر اثر ضربات ناشی از باتوم، پشتش کبود رنگ شده بود».

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همکاری اش را با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه آغازکرد. شروع این همکاری، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهک کومله را که زخم خورده فعالیت های انقلابی این نوجوان و سایر دوستانش بود، برانگیخت.
راهی به سوی آسمانی شدن
ناهید علاوه بر همکاری با بسیج وسپاه بیشتر وقتش را به خواندن کتاب های مذهبی و قرآن و انجام فعالیت های اجتماعی می گذراند.
اوایل
زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج
مراجعه کرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده
بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پیدایش نمی کند.
خبری از ناهید نبود! انگار که اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر
ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا
دنبال او می گشت. تا اینکه بالاخره از چند نفر که ناهید را می شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید که: چهار نفر، ناهید را دوره کرده، به زور سوار مینی بوس کردند و بردند!
بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند که: اگر باز هم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همکاری کنید، بقیه بچه هایتان را هم میکشیم

.
زخم ستاره
چند
وقتی از ربوده شدن ناهید گذشته بود که خبر گرداندن دختری در روستاهای
کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینکه «این جاسوس خمینی است!»
همه جا پخش شد. یک روستایی گفته بود: آنها سر دختری را تراشیده بودند و او
را در روستا می گرداندند . گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر اینکه به خمینی توهین کنی!.
او
ناهید بود که با شهامت و ایستادگی قابل تحسین از مقتدای انقلابی خود حمایت
کرده و زیر بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرایط سخت که
جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه این دختر اعتراض کرده بودند.
اما هیچ گوش شنوا و مرد عملی پیدا نشده بودکه ناهید، دختر جوان و انقلابی
را از چنگال ستم آنها رهایی بخشد.
از روز ربوده شدن او یازده ماه می گذشت
که پیکر بی جان و مجروح و کبود او را با سری شکسته و تراشیده در سنگلاخ
های اطراف روستای هشمیز پیدا کردند. روایت دیگر حاکیست که اشرار برای وادار
کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.
وقتی جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می کرد
و چندین بار از هوش رفت. پیکر آغشته به خون ناهید اگر چه دیگر صدایی برای
فریاد زدن و جانی برای فدا کردن در راه انقلاب نداشت اما کتابی مصور از
ددمنشی ضد انقلاب بود. زنان سنندجی با دیدن آثار شکنجه بر بدن ناهید و سر
شکسته و تراشیده اش، به ماهیت اصلی ضد انقلاب، بیش از بیش پی برده و با ایمان و بصیرتی بیشتر به مبارزه با آنان پرداختند.
تهران، سفر آخر
شرایط
حاد منطقه در آن سال و خفقان حاکم گروهکها بر مردم، فشار زایدالوصفی که
به خانواده شهید رفته بود مادر شهید را بر آن داشت به تهران هجرت کند و
پیکر شهید ناهید کرجو، شهید مظلوم سنندجی را در قطعه شهدای انقلاب بهشت
زهرای تهران دفن نماید.
چند سال بعد، مادر از اندوه فراق ناهید، بیمار شد و از دنیا رفت. برادر ناهید می گوید:
مادرم در تهران ماند و با بچه های کوچک و وضعیت بد اقتصادی مجبور به کار
شد. دوران سختی را گذراندیم اما مادر دلخوش بود که نزدیک ناهید است. دلش
خوش بود که دیگر لازم نیست کوه به کوه، دشت به دشت و آبادی به آبادی دنبال
ناهید بگردد.
و اینک ...
اینک
نوجوانان و دختران ایران اسلامی باید بدانند که وقتی ناهید فاتحی کرجو به
شهادت رسید بیش از هفده سال نداشت اما اکنون بعد از گذشت سی سال از شهادتش،
نامش به برکت متعالی بودن هدف و ارزش هایش زنده و شیوه زندگیاش الگویی
برای زنان مجاهد است.
اگر
در صدر اسلام سمیه زیر شکنجه جاهلان عرب حاضر به نفی وحدانیت خدا نشد و در
دفاع از اعتقادات راسخ خود شهادت را برگزید، امروز زنان موحد، الگویی
نزدیکتر را پیش رو دارند. دختر نوجوان شجاعی که تحمل شکنجههای طاقت فرسا
را بر توهین به امام خود ترجیح داد و در مسیر ایستادگی و در دفاع از
آرمانها و اصول متعالی اسلامی، شهادت را برگزید، و او کسی نیست جز سمیه ی
کردستان شهیده ناهید فاتحی کرجو.
منبع: http://www.basiji.net/post/1126/
ادامه مطلب
توسط ابراهیمی در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 10:18
آسمان بارانی است
اشك من هم جاری است
شاید این ابر كه می نالد و می گرید از درد من است
آخری اخر ابر هم - از دلم با خبر است
شاید او می داند
كه فرو خوردن اشك
قاتل جان من است
من به زیر باران از غم و درد خودم می نالم
اشك خود را كه نگه می دارم با یه بغض كهنه
من رهایش كردم باز زیر باران
من به زیر باران اشكها می ریزم
همگان در گذرند
باز بی هیچ تامل در من
سر به سوی آسمان می سایم؛
من نمی دانم...
صورتم بارانی است یا آسمان بارانی است

ادامه مطلب
توسط مبشر24 در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 15:29
سلام به مبشرای گل وعزیزدلم برای همتون خیلی تنگ شد اما متاسفانه درسا خیلی سنگین شده
راستی جای شما خالی رفتیم بابچه های مدرسه بیت رهبری روز شهادت خانم فاطمه(س)؛واقعافضای روحانی جالبی داشت،ما که خیلی صفا کردیم

ادامه مطلب
توسط مبشر24 در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 12:55
همچنين
ايشان با تاکيد فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه براي امروز که ما
هستيم، براي هميشه تا روزي که اين پرچم به دست امام زمان ارواحنا فداه برسد
و ما همه در قبال اهل بيت عليهم السلام مسئوليم.
علی رضا مهدوی در سايت تبيان با اشاره
به دعوت آیة الله وحید خراسانی از حجة الاسلام شهاب مرادي، چكيده اي از
مهمترين فرازهاي سخنان ايشان را در اين ديدار نوشت:
روز شنبه به
همراه حجة الاسلام شهاب مرادي به قم مشرف شدم و بر اساس قراری که داشتیم،
ضمن زيارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به محضر آيت الله
العظمي وحيد خراساني رسيديم. حضرت آيت الله وحيد خراساني در اين ديدار که
براي آن وقت موسعي را قرار داده بودند ضمن استماع و توجه دقيق به نکات و
چند گزارش کوتاهي که شهاب مرادي ارائه کرد، از فعاليت هاي تبليغي وي تجليل و
بيانات مبسوطي ايراد فرمودند که مشحون از مطالب دقيق علمي ، آيات و روايات
متعددي بود.
برخي از فرمايشات ، نکات و حواشي اين ديدار که برايم بسيار جالب بود را در ادامه بيان خواهم کرد :
1-
آيت الله وحيد خراساني مکرر و با تاکيد به مساله با اهميت اقامه عزا در
روز شهادت و حرکت دسته هاي عزاداري توصيه فرمودند. بسيار روشن بود اصلي
ترين توصيه ايشان توجه به اقامه عزا براي حضرت زهرا سلام الله عليها به
صورت دسته جات عزاداري در روز شهادت بود .
2- معظم له در پاسخ به
سوالي درباره آغاز و پايان ايام فاطميه بيان فرمودند که از روز 13 جمادي
الاول شروع مي شود تا روز 3 جمادي الثاني که تعطيل است و اوج سوگواري در آن
روز است که توجه به آن روز سيره بزرگان از فقهايي همچون ميرزاي ناييني و
مرحوم آخوند خراساني بوده است.

3-
ايشان
در ادامه نکته دقيق و ظريفي در تفسير " بضعة مني" فرمودند که "پاره تن" از
اغلاط است.بضعه در اين جا يعني پاره اي از وجود عقل کل و کل عقل. يعني
پاره اي از علم او، پاره اي از نور و مقام او، پاره اي از عصمت و قدسيّت او
و بالاخره پاره اي از عقل کل و کلّ عقل.همچنين فرمودند در
روز قيامت که يوم الحسره و روز افسوس و پشيماني است، همه آنها که مسيري جز
مسير اهل بيت را برگزيدند، انگشت ندامت خواهند گزيد و آرزو مي کنند که اي
کاش از مدت عمر خود براي خدمت به آستان ائمه طاهرين به خصوص مادر مظلومه
شان بهره مي بردند.
4- معظم له با توجه به نقش هويتي مناسبت ها ،
کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکيد داشتند:شهادت
حضرت صديقه ، شهادت حضرت امير و شهادت حضرت صادق عليهم السلام .
5- همچنين
ايشان با تاکيد فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه براي امروز که ما
هستيم ، براي هميشه تا روزي که اين پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد
و ما همه در قبال اهل بيت عليهم السلام مسئوليم .
اما در پايان اين ديدار صميمانه 2 توصيه براي عموم مردم بيان فرمودند:**اول: تلاوت روزانه سوره ياسين و هديه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) .**
دوم: آغاز ختم قرآن به صورت روزانه به هر ميزان که ميسر است و هديه کردن
آن به امام عصر عليه السلام . که بر اساس حديث صحيح و معتبري بشارت داده
شده که کسي که چنين هديه اي به امام زمان عليه السلام مي دهد (و هو
معه)يعني به مقام معيت با آن بزرگوار مي رسد .در پايان آيت
الله وحيد از همگان خواستند تا با بزرگداشت اين ايام حزن و ماتم ، زمينه
جلب عنايات حضرت بقية الله به کشور را فراهم آورند .
منبع : http://www.ghatreh.com/news/nn9621832/
ادامه مطلب
توسط ابراهیمی در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 10:17
تمام اعتماد و اطمینانت به گرمی حضور
اوست.بودن او شده تکیه گاه محکمت.یک آن به خود می آیی و می فهمی که پشتت را
خالی کرده و رفته...
معلق می مانی بین تنهایی و ترس
و
هزاران بار از خود می پرسی که چرا به
یک حس پوشالی اعتماد کردی؟؟؟؟
اما
وجود تحقیر یافته ات را تسکینی جز بودن
خداوند در کنارت نیست!!!!!!!
آری اشکال از ماست که عصای نابینایی بر
دست گرفتیم...؟؟؟!!!!!!!
قطره ی محبت مردم را که سرچشمه اش خود
اوست می بینیم
اما
خودرا به ندیدن می زنیم تا مهر خدارا
که وسعتش فراتر از ابرها و زمین است نبینیم
یادمان باشد
اگر به او
تکیه کردیم دیگر پشتمان هیچ گاه خالی نمی شود
ادامه مطلب
توسط مبشر12 در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 23:50
توسط ابراهیمی در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 15:30
توسط ابراهیمی در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 10:10
روز شنبه به همراه حجة الاسلام شهاب مرادی به قم مشرف شدم و بر اساس
قراری که داشتیم ، ضمن زیارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
به محضر آیت الله العظمی وحید خراسانی رسیدیم. حضرت آیت الله وحید خراسانی
در این دیدار که برای آن وقت موسعی را قرار داده بودند ضمن استماع و توجه
دقیق به نکات و چند گزارش کوتاهی که شهاب مرادی ارائه کرد، از فعالیت های
تبلیغی وی تجلیل و بیانات مبسوطی ایراد فرمودند که مشحون از مطالب دقیق
علمی ، آیات و روایات متعددی بود.
بسیار روشن بود اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود
برخی از فرمایشات ، نکات و حواشی این دیدار که برایم بسیار جالب بود را در ادامه بیان خواهم کرد :
۱- آیت الله وحید خراسانی مکرر و با تاکید به مساله با
اهمیت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته های عزاداری توصیه فرمودند.
بسیار روشن بود اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا
سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود .
۲- معظم له در پاسخ به سوالی درباره آغاز و پایان ایام
فاطمیه بیان فرمودند که از روز ۱۳ جمادی الاول شروع می شود تا روز ۳
جمادی الثانی که تعطیل است و اوج سوگواری در آن روز است که توجه به آن روز
سیره بزرگان از فقهایی همچون میرزای نایینی و مرحوم آخوند خراسانی بوده است
.
۳- ایشان در ادامه نکته دقیق و ظریفی در تفسیر
“بضعة منی” فرمودند که “پاره تن” از اغلاط است. بضعه در این جا یعنی پاره
ای از وجود عقل کل و کل عقل. یعنی پاره ای از علم او، پاره ای از نور و
مقام او، پاره ای از عصمت و قدسیّت او و بالاخره پاره ای از عقل کل و کلّ
عقل.
همچنین فرمودند در روز قیامت که یوم الحسره و روز افسوس و پشیمانی است،
همه آنها که مسیری جز مسیر اهل بیت را برگزیدند، انگشت ندامت خواهند گزید و
آرزو می کنند که ای کاش از مدت عمر خود برای خدمت به آستان ائمه طاهرین به
خصوص مادر مظلومه شان بهره می بردند.
ضمن عرض تسلیت به محضر مقدس صاحب عزا حضرت بقیه الله (عج) وهمچنین خدمت تمامی مبشران گرامی از همه بزرگواران التماس دعا داریم .
ادامه مطلب
توسط مبشر2 در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 0:38
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد…
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را…نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت زین آه…
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم…
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم…
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی(ع) گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه ی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است
با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ی ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است…
ایام فاطمیه بر عاشقان آن حضرت تسلیت باد...
در این شب ها برای فاطمی شدن یکدیگر زیاد دعا کنیم.
ادامه مطلب
توسط مبشر4 در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 17:3
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی / غروب این همه غربت چرا نمی آیی؟!
زمین به دور سرم چرخ می زند پس کی / تمام می شود این روزهای یلدایی . . . ؟

خودت گفتی وعده در بهار است
بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هر کسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه مطلب
توسط مبشر2 در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ساعت 18:13
صدرایی های بابل یه وب جالب دارن بد نیست که یه سری بهشون بزنیدhttp://ommoliun.blogfa.com/
املیــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــون
ادامه مطلب
توسط ابراهیمی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ساعت 21:19
توسط مبشر4 در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ساعت 17:20
راستش دلم خیلی واسه اون سه روزی که نخبه بودیم تنگ شده بود! گفتم یه یادی از اون روزا بکنم! یادتونه؟ اینجا همونجاییه که تو کرسی آزاد اندیشی میخواستن سر کارمون بذارن! البته طبیعیه که من سرکار نرفتم!یادت بخیر افتتاحیه! یادت بخیر عطر عاشقی...

ادامه مطلب
توسط مبشر1 در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ساعت 23:33
جملات قصار
بدترين و
خطرناکترين کلمات اينست: «همه اين جورند». تولستوی
بزرگترين درس زندگی اينستکه گاهی احمقها هم درست
میگويند.
وينستون چرچيل
شما ممکن است بتوانيد گلی را زير پا لگدمال
کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد. «ولتر؛ نويسنده فرانسوی ۱۷۷۸-۱۶۹۴»
شکوه دنيوی همچون
دايرهای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده میشود و سپس در نهايت
بزرگی هيچ میشود.
«ويليام
شکسپير»
مردها
را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت.
زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخی
از زنان هستند که نمیتوانند خود را زيبا جلوه دهند. برنارد شاو
ادامه مطلب
توسط مبشر24 در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ساعت 14:10

از حدود دو ماه پیش صفحه ای در فیس بوک با هدف توهین و هتک حرمت به مقام والای حضرت هادی (ع) شکل گرفت و عده ای گمراه دست به تبلیغات گسترده زده وعده ای از کاربران را در این صفحه مشترک کردند . این افراد با توهین به جایگاه رفیع ولایت و امامت سعی در کم رنگ کردن تلائلو انوار الهی اهل بیت داشته و هم چون یزیدیان در خواب غفلت دست شیطان را به بهانه بندگی بوسه زده اند ولی غافل از آنند که در جهل مرکب خویش تا ابد گرفتار خواهند آمد.
دل نوشت ۱ : نمیدونم چی بگم ؟ بغضی دارم بس عجیب و سنگین .....
دل نوشت ۲ :حتی نمیدونم باید برای عاقبت بخیر شدنشون دعا کنم؟ یا مثل همه نفرینشون کنم؟؟!!!
دل نوشت۳ : چراااااااااااااااااااااااااااا ؟؟
ادامه مطلب
توسط مبشر4 در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ساعت 14:47
مهديا!
جانها، شورانگيز از ياد دلرباي توست. شقايق هاي شادي بشر، در شبستان شيدايي تو مي كاود و شايسته
ترين بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حيات خويش را در آويختن به شاخه طوباي
محبت تو مي دانند.
يارا!
دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ...
اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي
برترين خيال هستي، اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور توست، و قلب
انسانها به شوق زيارت روي دلرباي تو مي تپد.
اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد گامهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا
كه نواي دل انگيز توحيدت را با گوش جان شنواييم.
مولا جان بيا! ...

ادامه مطلب
توسط مبشر24 در شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ساعت 15:56
جمعه هایی که بی یاد تو می گذرد..
غروب هایش خیلی خیلی دردناک تر از همیشه می شود!
.............................
اما کار دیگری نداریم
من و خورشید!
برای دوست داشتنت بیدار می شویم
هر صبح !
ادامه مطلب
توسط مبشر4 در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ساعت 17:13
از این نترس که داد بزنی ،خدا دوست دارم
از انعکاس نگاه مردم نترس
از
این که عشقت رو درک نکنن نترس
از این بترس که اون روز خدا رو ازت
برگردونه و بگه:بی وفا پای عشقت نموندی
به خاطر مردم پستی که یه روز
تورو زیر یه خروار خاک جا میزارن و تو مسیر زندگی یادشون میره تورو تو غبار
خاطره،لای کتاب فراموشی جا گذاشتن.
اون روز تو می مونی و واژه ی تنهایی که دیگه مثل دنیا راه برگشت
وجود نداره
وحسرت می خوری که چرا یادت رفت که چه قدر خدا رو دوست
داری...
ادامه مطلب
توسط مبشر12 در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 17:22
سلام مبشرای عزیزمی خوام یه سوال بپرسم کسی ازاین جمع امسال آزمون جامعه الزهرا میده؟
ازهمه ی مبشرا ودوستان می خوام برام دعاکنید حوزه قبول شم آخه 1اردیبهشت آزمون دارم
راستی اگه کسی در رمینه ی حوزه اطلاعاتی داره که فکرکمیکنه مورد نیازمنه خواهش میکنم ازمن دریغ نکنه
التماس دعا
ادامه مطلب
توسط مبشر24 در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 17:13